الشيخ عباس القمي
43
منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )
حكايت [ از محقق بهبهانى ] از استاد اكبر ، محقّق بهبهانى ( رحمة اللّه عليه ) نقل است كه فرموده : در خواب ديدم حضرت ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام را ، پس گفتم : اى سيّد و مولاى من ! آيا سؤال مىكنند از كسى كه دفن شده در جوار شما ؟ فرمود : كدام ملك است كه او را آن جرأت باشد كه از او سؤال كند ؟ ! مؤلف گويد : كه در امثال عرب است كه مىگويند احمى من مجير الجراد يعنى : فلانى حمايت كردنش از كسى كه در پناه او است ، بيشتر است از پناهدهندهء ملخها ؛ و قصّهء آن چنان است كه مردى باديهنشين از قبيلهء طىّ كه نامش « مدلج بن سويد » بود روزى در خيمهء خود نشسته بود . ديد جماعتى از طايفهء طىّ آمدند و جوال و ظرفهائى با خود دارند ، پرسيد چه خبر است ؟ گفتند : ملخهاى بسيار در اطراف خيمهء شما فرود آمدهاند ، آمدهايم آنها را بگيريم . مدلج كه اين را شنيد برخاست و سوار بر اسب خود شد . نيزهء خود را بر دست گرفت و گفت : به خدا سوگند است كه هركس متعرّض اين ملخها شود من او را خواهم كشت . أيكون الجراد فى جوارى ثمّ تريدون اخذه ؟ ! يعنى : آيا اين ملخها در جوار و پناه من باشند و شما آنها را بگيريد ؟ ! چنين چيزى نخواهد شد . و پيوسته از آنها حمايت كرد تا آفتاب گرم شد و ملخها پريدند و رفتند . آن وقت گفت : اين هنگام ملخها از جوار من منتقل شدند ، ديگر خود دانيد با آنها . « 1 » حكايت [ از كتاب حبل المتين ] از كتاب « حبل المتين » نقل است كه « مير معين الدّين اشرف » كه يكى از صلحاء خدّام روضهء رضويّه ( على ساكنها آلاف السّلام و التّحيّة ) بود نقل كرده كه در خواب ديدم كه در « دار الحفّاظ » يا « كشيكخانهء » مباركه هستم و بيرون آمدم از روضهء متبرّكه به جهت تجديد وضو ، پس چون رسيدم به صفّهء « امير على شير » ، ديدم جماعت بسيارى را كه داخل در صحن مطهّر شدند و در جلو آنها شخص نورانى ،
--> - من در جوار او از آتش نمىهراسم ، و از نكير و منكر پروايى ندارم . ننگ است بر كسى كه نگهبان قرقگاه است و خود در آنجا است كه عقال شترى در بيابان گم شود . ( 1 ) - سفينة البحار ج 1 ص 151 واژهء « جرد » .